نمونه های تحلیل بازار هدف


فعالیت ها و تحلیل رقبا پس از ورود به بازار هدف

در مقاله قبل درمورد تجزیه و تحلیل رقبا در بازار هدف و اهمیت این موضوع در کلاس های آموزش واردات و صادرات کالا صحبت کردیم. رقبا از اصلی ترین فاکتورهایی هستند که می توانند بر روی فروش محصول ما در بازار هدف تاثیر گذار باشند.

تجزیه و تحلیل رقبا هم باید قبل از انتخاب 100 درصدی بازار انجام گیرد و هم بعد از آن. تجزیه و تحلیل رقبا بعد از ورود به بازار هدف بر اساس عوامل مختلفی صورت می گیرد که مهمترین آنها را در زیر عنوان کرده ایم.

اما توصیه می کنیم قبل از مطالعه این مقاله، مقاله قبلی را حتما مطالعه نمایید.

فعالیت های پس از ورود به بازار هدف

در تحلیل رقبا، برای نتیجه گیری بهتر، باید یکسری جداول مربوط به این موضوع را پر کنید. در این جدول ها اطلاعات مربوط به رقبا، قیمت، برند، سیستم توزیع و درصد سهم بازار آنها در بازار هدف آورده شده است. که در اینجا به طور مختصر به شرح آنها می پردازیم.

برای کاهش قیمت کالای تولید داخلی در بازارهای هدف و رقابت با سایر رقبا می توانیم از ابزار های زیر استفاده نماییم.

با برخی از کشور ها قرارداد تعرفه ترجیحی داریم، بدین ترتیب که از کالای صادراتی کشور ما به آن کشورها حق ورودی کمتری دریافت می شود. همچنین بالعکس از کالای صادراتی آن کشورها به کشور ما نیز حقوق ورودی کمتری دریافت می شود.

انواع تعرف ترجیحی عبارتند از:

  • تعرفه ترجیحی SP
  • تعرفه ترجیحی Preference
  • تعرفه ترجیحی SP دوطرفه

فرم تحلیل رقبا

ورود موقت مواد اولیه که در تولید کالای صادراتی استفاده می شود. به کالای ورود وقت، حقوق ورودی پرداخت نمی شود. درنتیجه قیمت کالاهای ورودی صادراتی کاهش می یابد.

استرداد حقوق ورودی:

چنانچه واحد تولیدی، مواد اولیه کالای ورودی خود را از طریق واردات قطعی وارد نماید، به نسبت صادرات کالا حقوق ورودی مواد اولیه به صادر کننده (تولید کننده یا صادر کننده) مسترد می گردد.

بدیهی است حداکثر میزان مبلغ قابل استرداد به صادر کننده از محل هر پروانه وارداتی معادل حقوق ورودی پرداخت شده خواهد بود. حکم استرداد به نام صادر کننده، صادر می شود.

خوشه سازی

خوشه سازی وسیله ای مناسب برای موفقیت در بازارهای رقابتی است، اطلاعات بازار و کاهش شدید تقاضا را مورد بررسی قرار می دهد. در خوشه سازی، عرضه کننده مواد اولیه، قطعات و ماشین آلات، در یکجا جمع می شوند.

از آنجایی که ارائه خدمات و امکانات به شرکت به صورت انفرادی و تکی گران است، خوشه سازی، ارائه خدمات توسط دولت ها، شرکت های بزرگ، دانشگاه ها و دیگر سازمان های پشتیبانی کننده را تسهیل می نماید.

بنگاه های کوچک و متوسط، دارای مزایای زیادی نسبت به صنایع بزرگ می باشند. از جمله: اشتغال آفرینی و انعطاف پذیری آنها نسبت به صنایع بزرگ می باشد.

از طرف دیگر، کوچک بوده این بنگاه ها و حجم پایین منابعِ در دسترس، موجب ایجاد محدودیت های مالی در تحقیق و توسعه بازاریابی آن بنگاه می شود.

خوشه سازی دارای موارد بسیار زیادی می باشد که اطلاع از آنها می تواند در بازاریابی کالای شما در بازار هدف بسیار موثر باشد. برای درک بهتر و بیشتر این موضوع می توانید با کارشناسان تجارت طلایی مشورت کنید.

تجارت طلایی مجموعه ای با سابقه طولانی در زمینه تجارت می باشد. و با آگاهی از تمام پیج و خم های صادرات، واردات و ترحیص کالا شما را از صفر تا صد این امر یاری (help) می رساند.

استراتژی محصول چیست؟

استراتژی محصول

استراتژی محصول مشخص می نماید که محصول شما چه چیزی باید به دست آورد و طریقه حمایت آن از سازمان چگونه است. این چشم انداز نهایی محصول، جزئیات دستیابی به استراتژی محصول و زمینه تصویر بزرگ را از نظر اینکه محصول نهایتا چه چیزی خواهد شد ترسیم می کند. شرکت ها از استراتژی محصول در برنامه ریزی استراتژیک و بازاریابی برای شناسایی جهت فعالیت های شرکت استفاده می کنند. استراتژی ممحصول از انواع فرآیندهای متوالی تشکیل شده است تا چشم انداز به طور موثر محقق گردد.بازار هدف محصول مشخص باشد تا شرکت بتواند فعالیتهای مورد نیاز برای رسیدن به مقصد و دستیابی به اهداف خود را برنامه ریزی کند.

اهداف استراتژی محصول

چشم انداز تصویر بزرگی از آنچه شرکت در تلاش برای رسیدن به آن است را ارائه می دهد. بدون چشم انداز، درک جهت آن برای ذینفعان دشوار خواهد بود و ارتباطی با تصویری وسیع تر ندارد.

به نقل از learn.marsdd استراتژی محصول توسط نقشه راه محصول به دست می آید. در حالی که استراتژی محصول عناصر محصول و بازار هدف شرکت را مشخص می کند، نقشه راه محصول توضیح می دهد که چگونه این کار را انجام خواهید داد.

تصویر بزرگ پس زمینه هر ویژگی و نحوه ارتباط آن با اهداف بزرگتر را ارائه می دهد. همچنین شامل جزئیاتی است که در آن ویژگی‌های خاصی ساخته می‌شوند و ترتیب آنها مشخص می گردد.

ابتکارات، تلاش های سطح بالایی هستند که به شما در رسیدن به هدفتان کمک می کنند. به عنوان مثال می توان به بهبود عملکرد و گسترش بازارها اشاره کرد.

عناصر استراتژی محصول

طراحی – دقیقاً چه چیزی را می خواهید به مشتریان بالقوه بفروشید؟ چه چیزی را طراحی خواهید کرد تا آن را از سایر شرکت ها متمایز کنید؟ به عنوان مثال، طراحی جذاب محصول، مشتریان بیشتری را به سمت محصول شما می کشاند.

ویژگی ها – چه ویژگی هایی را برای افزایش مزایای ارائه شده به بازار هدف خود اضافه خواهید کرد؟ محصول شما چه تفاوتی با بقیه دارد؟ “بازاریابی در مورد ارائه محصولات یا خدمات نیست، بلکه اساساً در مورد ارائه مزایای در حال تغییر به نیازها و خواسته های متغیر مشتری است.”

کیفیت – کیفیت یک محصول باید ثابت باشد تا اطمینان حاصل شود که محصول انتظارات بازار هدف آنها را برآورده می کند. بنابراین، اعتبار شرکت را تقویت می کند.

برندسازی – برندها قدرت فروش فوری را دارند و پیام اطمینان، کیفیت و قابلیت اطمینان را به بازار هدف خود منتقل می کنند. همچنین از این ابزار برای شرکت‌ها استفاده می‌شود تا خود را از رقبای خود متمایز کنند.

بازار هدف – مشخص کنید که به چه کسی می فروشید. محصول خود به سمت چه کسی هدف قرار دهید؟ مشتریان چگونه محصول شما را در بازار مشاهده خواهند کرد؟ “وظیفه بازاریابی سازمان تعیین نیازها، خواسته ها و علایق بازارهای هدف و دستیابی به نتایج مورد نظر موثرتر و کارآمدتر از رقبا است، به گونه ای که رفاه مصرف کننده یا جامعه را حفظ یا افزایش دهد.”

موقعیت یابی – شرکت چگونه برنامه ریزی می کند که محصول خود را در بازار قرار دهد؟ زمانی که محصول خود را در بازار قرار می دهید باید عوامل مختلفی در نظر گرفته شود زیرا بر ادراک مصرف کننده در مورد محصول و برند شما تأثیر می گذارد. به عنوان مثال نحوه قیمت گذاری محصول و کیفیت آن را می توان مطرح کرد.

فرآیند استراتژی محصول

خلق– استفاده از تحلیل SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها، تهدیدها) و روندهای فعلی بازار برای تولید ایده. این شرکت ممکن است بخواهد چندین نقشه راه مختلف را برای مناسب با انواع مختلف پروژه ها همراه با مدیریت ریسک ایجاد کند.

غربالگری ایده – معیارهای خاصی را برای ایده های محصول از نظر ادامه یا کاهش آن تعیین کنید. آیا مشتریان در بازار از این محصول سود خواهند برد؟

آزمایش مفهوم – استفاده از پاسخ‌های کمی یا کیفی برای ارزیابی پاسخ‌های مصرف‌کننده به ایده محصول قبل از معرفی محصول به بازار.

تجزیه و تحلیل کسب و کار – یک استراتژی بازاریابی دقیق از نظر سودآوری محصول در بازار گنجانده خواهد شد. این همچنین شامل واکنش‌های بازارهای هدف و موقعیت‌یابی محصول برای ارزیابی وجود تقاضا از سوی بازار می‌شود.

تست های بازارپذیری – نمونه اولیه محصول معرفی خواهد شد و پس از آن تست محصول همراه با طرح بازاریابی پیشنهادی ارائه خواهد شد. در صورت لزوم اصلاحات نیز انجام میشود.

موضوعات فنی و توسعه محصول – نمونه اولیه در بازار ایجاد خواهد شد که امکان بررسی دقیق و واقعی، مشخصات محصول و هر روش ساخت را فراهم می کند. این مرحله همچنین شامل فرآیند برنامه لجستیک، همکاری تامین کننده، برنامه ریزی عملیات مهندسی و مدیریت کیفیت است.

تجاری سازی – محصول در کنار تبلیغات و سایر روشهای ترفیع به بازار عرضه خواهد شد.

بررسی پس از راه اندازی و قیمت گذاری کامل – بررسی عملکرد بازار به منظور ارزیابی موفقیت پروژه در کل سبد محصول. این مرحله همچنین شامل هزینه های محصول و پیش بینی سود و درآمد آتی، قیمت متفاوت و استفاده از فناوری های رقابتی برای رقابت در بازار خواهد بود. تحلیل زنجیره ارزش برای این مرحله از فرآیند مفید خواهد بود.

تحلیل چیست و انواع روش های آن کدامند؟

تحلیل چیست و انواع روش های آن کدامند؟

معامله در بازارهای مالی شما را وادار به تحلیل می‌کند، شما نمی‌توانید اقدام به معامله کنید بدون آن که درک و فهمی از آن داشته باشید، درواقع تحلیل همین درک، فهم و مهم تر از این دو تفسیر شما از داده­ هاست که منجر به اقدامات شما می­ شود.

اما وقتی از تحلیل صحبت می‌کنیم دقیقا منظور ما چیست؟ نمونه های تحلیل بازار هدف ما در تحلیل فرآیندهای پیچیده را درک، ارزیابی و مجددا خلق می‌کنیم، این خلق در پیش بینی مسیر آینده معنی پیدا می‌کند.

درواقع هر تحلیل سه بخش اصلی دارد:

۱- تجزیه و تحلیل

۲- پیش بینی

۳- اجرا

چرا تحلیل می کنیم؟

هدف از تحلیل چیزی فراتر از صرفا فهم و افزایش دانسته‌های ما درباره ی یک موضوع است، ما تحلیل می‌کنیم تا مبتنی بر نتایج آن تصمیم بگیریم، درواقع به دیوار تحلیل تکیه کنیم، هرچقدر درون و اجزای این تحلیل دقیق تر بررسی شده باشند، دیوار محکم تری برای خود ساخته ایم. لذا هدف از تحلیل کاملا کاربردی است و همین اهمیت تحلیل را روشن می‌کند.

فرض کنید شما را به صورت حضوری به کارخانه فولاد مبارکه اصفهان می‌بریم، این شرکت را به عنوان یک فرصت جهت سرمایه گذاری به شما معرفی می‌کنیم، فرض کنید فولاد مبارکه اصفهان برای اجراسازی یک فاز جدید تولیدی به مبلغی سرمایه لازم دارد و تصمیم به فروش بخشی از سهام خود دارد، چه می‌کنید؟

  • چشم خود را می‌بندید و پولی را که تمام سرمایه شماست وارد این شرکت می‌کنید؟
  • گزارشات قبلی شرکت را می‌خوانید بدون این که بدانید فاز جدید تولیدی دقیقا چه فعالیتی دارد؟
  • از کسی می‌خواهید توضیحاتی به شما بدهد؟

اهمیت این که اشاره شد فرض کنید تمام سرمایه زندگیتان را می‌خواهید وارد این شرکت کنید به خودی خود روشن است، این دقیقا اهمیت و جایگاهی است که تحلیل دارد و بسیاری از تحلیل گران آن را تا سطوحی که به صورت موردی از شما پرسیدیم پایین می‌آوردند، لذا دقت کنید اگر محتوایی را به عنوان تحلیل روبروی شما گذاشتند، لزوما آن تحلیلی نیست که بشود به آن تکیه کرد و تصمیم گیری کرد، شاید صرفا خواندن گزارشات است، شاید شنیده است و… .

در تحلیل آن چنان باید در دل موضوع بروید که گویی شما خود مدیر آن کارخانه اید، از تمام فرآیندهای آن خبر دارید و مهم تر از همه، می­‌توانید آینده شرکت را ترسیم کنید.

فراموش نکنید در بازارهای مالی ما دنبال این سوال مهم هستیم: درآینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گذشته ها گذشته است، هرچقدر هم مهم باشد، هیچ پاسخی جایگزین ترسیم چشم انداز آینده نمی‌شود و تنها پاسخ به این سوال راهگشا خواهد بود.

مثالی که در اینجا زده شد جهت شفاف کردن اهمیت تحلیل بوده و ممکن است شما هیچ وقت در چنین موقعیتی قرار نگیرید، اما وقتی اقدام به خرید سهام شرکت ها می‌کنید نیز گویی دقیقا در همین موقعیت هستید.

بازارهای مالی محل فعالیت تعداد زیادی از فعالان است و این تفاوت در رویکردهای معاملاتی به خودی خود پویایی این بازار را به همراه دارد، هوشمندانه تر از اینکه ببینید سایرین چه می‌کنند، این است که بدانید خودتان روی چه شرکتی سرمایه گذاری کرده اید و شناخت خود را آنقدر از آن بالا ببرید که بتوانید محتمل ترین آینده از شرکت را ترسیم کنید.

این مرحله ای است که آن را خلق کردن می‌دانیم و این سطح از اتکا به شما قدرت تصمیم گیری می‌دهد و تحلیل یعنی رسیدن به این مرحله، نه ماندن در مرحله خواندن گزارشات و شنیده ها و… .

تحلیلگر کیست؟

تحلیل چیست و انواع روش های آن کدامند؟

نکته ای که در همینجا به آن اشاره خواهیم داشت آن است که در توضیحات ما هم به تحلیلگر و هم به معامله گر اشاره داشتیم، آیا این دو یک مفهوم اند و تفاوتی ندارند؟ به طور قطعی جواب خیر است. پاسخ دقیق تری برای آن که تحلیلگر چیست در این خواهد بود که تفاوت تحلیلگر و معامله گر روشن شود، بسیاری از افراد تحلیلگران خوبی هستند ولی معامله گران ضعیفی اند و بالعکس، بسیاری از افراد معامله گران خوبی اند ولی تحلیلگران حاذقی نیستند، گرچه به عقیده نگارنده حالت دوم کمتر است چراکه کسی که معامله گر خوبی است، توانایی درک و تجزیه و تحلیل امور را نیز دارد. نکته مهم متفاوت بین این دو آن است که در معامله گری دنیایی از مهارت‌های روانشناختی، مدیریت سرمایه و… نهفته است که در کتاب ها و منابع نوشته نشده و جز با تجربه معامله گری به دست نمی­‌آید و این تفاوتی است که معامله گران و تحلیل گران دارند، شاید اگر دنبال ایجاد یک تمایز مشخص باشیم، باید بگوییم معامله گران از تحلیل تحلیل گران برای تصمیم­ گیری استفاده می‌کنند.

بسیاری از تحلیل گران، صرفا خواندن گزارشات مالی شرکت ها را تحلیل تلقی می‌کنند، ولی همانطور که در بخش اول اشاره شد تحلیل سه بخش دارد و تا اجرا ادامه دارد.

انواع تحلیل

دو نوع کلی از تحلیل‌های رایج مورد استفاده فعالان بازارهای مالی تحلیل بنیادی و تکنیکال است. در تحلیل بنیادی تحلیلگران اقدام به تفسیر شرایط شرکت از ابعاد مالی می‌کنند که منجر به دست یافتن به مفهوم مهم و پر کاربردی به نام ارزش ذاتی می‌گردد و در تحلیل تکنیکال، تحلیلگران اقدام به تفسیر رفتارهای قیمتی سهم در ادوار گذشته می‌کنند تا بتوانند مبتنی بر الگوهای به جا گذاشته شده آینده را پیش بینی کنند.

در بازارهای مالی شما با حجم زیادی از داده ها روبرو هستید، تحلیل ابزار شماست برای آن که با چشمان بسته اقدام به معامله نکنید، هریک از انواع تحلیل به یکی از ابعاد این داده ها می‌پردازد که در ادامه به آن ها خواهیم پرداخت:

۱- تحلیل بنیادی

تحلیل چیست و انواع روش های آن کدامند؟

مثال خرید بخشی از سهم کارخانه فولاد مبارکه اصفهان را به یاد آورید، فرآیندی که برای سرمایه گذاری در این شرکت پیش می‌برید را با خود مرور کنید، ما هم با شما مرور می‌کنیم:

  • بررسی داده های گذشته و تاریخی شرکت
  • بررسی فرآیندهای عملیاتی شرکت
  • بررسی رقبا و سایر بازیگران صنعت
  • بررسی شرایط صنعت مربوطه
  • بررسی چشم انداز صنعت، تقاضا، تکنولوژی و…
  • بررسی ریسک های فعلی و اتی
  • بررسی مشکلاتی که سر راه تولید و فروش شرکت است
  • بررسی شرایط صنعت در اقتصاد جهانی
  • بررسی فاکتورهای اقتصاد کلان همچون نرخ بهره، تورم، ارز و…

تحلیل بنیادی، مهارت مدل سازی فرآیند منطقی تصمیم گیری راجع به سرمایه گذاری در شرکت، با تمرکز با انواع فاکتورهای بالاست که با شما مرور کردیم، فرایند منظم فکر کردن، از کجا به کجا رسیدن و بررسی دقیق داده‌های مالی شرکت ها در تحلیل بنیادی می‌گنجد.

اینکه پولی که مانند خون در رگ‌های شرکت در جریان است چه مسیری را طی می‌کند، در بررسی این مسیر شما درگیر بررسی فرآیندهای عملیاتی، بازاریابی، ریسک، فروش، تامین مواد و… شرکت ها نیز خواهید شد.

بدون شک شما سهام شرکت فولاد مبارکه را نمی‌خرید که هفته آینده بفروشید، لذا داشتن چشم انداز چندین ساله از صنعت و عملیات شرکت از اهمیت برخودار است.

در تحلیل بنیادی، تحلیل گران با مفهوم مهمی به نام ارزش سر و کار دارند، یعنی نتیجه بررسی‌های خود را در قالب این مفهوم خلاصه می‌کنند، ارزش نشان دهنده آینده است.

درواقع مفهومی آتی را به امروز بر می‌گرداند، آینده را تخمین می‌زند و سوالی که مطرح می کند این است که آیا با در نظر گرفتن این چشم انداز، امروز این شرکت ارزش خرید دارد یا خیر؟ اگر قیمتی که به شما ارائه می‌دهند از ارزش مد نظرتان کمتر باشد، درواقع ارزان تر است و دارایی را می‌خرید و در غیر این صورت خیر.

به صورت دقیق تر و تخصصی تر، باید مفهوم ارزش گذاری را بازترکنیم، که با توجه ب اینکه تمرکز این مقاله بر تحلیل بنیادی است به یکی از مهمترین روش‌های ارزش گذاری (به بیان دقیق تر ارزشیابی) بسنده می‌کنیم. ارزش گذاری تنزیل جریانات نقدی آتی به امروز است.

درواقع جریانات نقدی را برای سه تا ۵ سال به طور معمول پیش بینی می‌کنند و از آنجائی که این اعداد مربوط به حال حاضر نیست و در سال‌های آتی تحقق پیدا می‌کند، نزخ تنزیلی را برای آن در نظر می‌گیرند که به نوعی بازدهی مورد انتظار سرمایه گذار از فاصله زمانی امروز تا آینده ای است که جریانات نقدی در آن زمان تحقق پیدا می‌کند.

در تحلیل بنیادی یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده تحلیل گران، صورت‌های مالی شرکت هاست، گرچه گذشته دقیقا در آینده اتفاق نمی‌افتد، اما راهنمای خوبی برای ترسیم آینده خواهد بود، لذا یک تحلیل گر بنیادی باید توانایی خواندن و سپس تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی را داشته باشد.

دیدگاه های تحلیل بنیادی

دو دیدگاه از بالا به پایین و از پایین به بالا در تحلیل بنیادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در دیدگاه از بالا به پایین، تحلیل از بررسی وضعیت اقتصاد جهانی و وضعیت صنعت در جهان آغاز شده به وضعیت اقتصاد در ایران و صنعت در ایران و در نهایت تحلیل شرکت می‌رسد. در دیدگاه از پایین به بالا، از بررسی شرکت شروع می‌شود و این مسیر برعکس پیموده می‌شود.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چه شرکتی را تحلیل کنیم، در این حالت اگر صنعت خاصی را مد نظر دارید پیشنهاد می‌شود از طریق رویکرد پایین به بالا فاکتورهای عملیاتی شرکت ها را مقایسه و شرکت برتر را در زمان کمتر انتخاب و سپس زمان بیشتری به تحلیل دقیق آن شرکت اختصاص دهید و اگر صنعت مد نظر ندارید از طریق رویکرد بالا به پایین به بررسی وضعیت و چشم انداز صنایع پرداخته و پس از انتخاب صنعت پر پتانسیل، اقدام به انتخاب شرکت از طریق حالت اول کنید.

در بررسی صنعت پر پتانسیل نیز مطالعه گزارشات شرکت‌های خارجی و گزارشات چشم انداز صنایع خارجی کمک شایانی به شما می‌کند، ضمن اینکه در اینجا تاکید زیادی بر این موضوع داریم که بخصوص در شرکت‌هایی که صادرات و یا واردات دارند، موضوع چشم انداز و وضعیت صنایع در جهان از اهمیت زیادی برخودار است.

۲-تحلیل تکنیکال

تحلیل چیست و انواع روش های آن کدامند؟

معامله گری در بازارهای مالی و اعداد را باید همراه همیشگی هم دانست، تحلیل تکنیکال در نگاه اول روند تاریخی قیمت‌های معاملاتی سهام است، اما کاربرد آن به سادگی این جمله نیست و چگونگی پردازش و استفاده از این داده ها بسیار پیچیده و نیازمند دانش تخصصی است، به طوری که امروزه انواع مختلفی از تحلیل ها با پایه تکنیکال همچون تحلیل کلاسیک، امواج الیوت و… مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تحلیل تکنیکال یک فرض مهم را درون خود دارد و آن، این است که تمام فاکتورهای لازم برای تصمیم گیری در قیمت لحاظ شده است، لذا تحلیلگران تکنیکال تسلط کافی به این دانش را برای تصمیم گیری‌های خود کافی می‌دانند.

فرض دیگر تکنیکال آن است که تاریخ تکرار خواهد شد و آن رفتاری که سهم در گذشته از خود نشان داده با احتمال بالایی در آینده تکرار خواهد شد، به بیان دقیق تر، بسیاری از تحلیل گران تکنیکال برای هر سهم یک شخصیت رفتاری قائل هستند و این مسئله را در تحلیل‌های خود بسیار موثر می‌بینند.

درواقع تحلیل گر تکنیکال معتقد است که نیروهایی که بر عرضه و تقاضای بازار موثر هستند، از جمله عوامل اقتصاد داخلی، جهانی، عملیات شرکت ها و… همه و همه بر قیمت ها تاثیر می‌گذارند. نمودارهای معلول این عوامل هستند و آنچه که “باید” در قیمت ها دیده شده است.

یکی از مهمترین مفاهیم تحلیل تکنیکال، مفهوم روندها هستند، مطالعات زیادی روی ابزارهای شناخت روندها نیز انجام شده، در واقع اینکه تحلیل گر تکنیکال بتواند روند اصلی را تشخیص دهد از اهمیت بالایی برخودار است. علت هم آن است که قیمت ها تمایل دارند به صورت کلی (نه جزئی) در جهت روند حرکت کنند.

تفاوت تحلیل بنیادی و تکنیکال در افق سرمایه گذاری

بسیاری معتقدند تحلیل تکنیکال برای بازه‌های زمانی کوتاه مدت و تحلیل بنیادی برای بازه‌های زمانی بلندمدت استفاده می‌شود، اما حقیقت آن است که تحلیل تکنیکال برای بازه‌های زمانی بلندمدت نیز ابزارهایی را فراهم کرده است، پس دلیل این حرف چیست؟

به صورت دقیق تر باید گفت، ابزار تحلیل تکنیکال برای تصمیم گیری در بازه‌های زمانی کوتاه مدت امکانی فراهم کرده که تحلیل بنیادی این امکان را در اختیار ما قرار نمی‌دهد و این تمایز بین این دو روش به لحاظ افق سرمایه گذاری است.

اما در ابتدای صحبت به اعداد اشاره داشتیم، ارتباط تحلیل تکنیکال و اعداد در چیست؟

اساس شکل گیری تحلیل تکنیکال بر روش‌های مبتنی بر ریاضی، آمار و هندسه است. همین امر نیز این روش را در صورت استفاده صحیح با دقت بالایی همراه کرده است. همین ویژگی دانش تکنیکال باعث می‌شود فرد بتواند از تخصص خود در هر بازاری استفاده کند، درواقع ورود به بازار جدید در فاندامنتال نیازمند دانش بیشتر و جدید خواهد بود و این درباره تکنیکال صدق نمی‌کند.

تکنیکال به نوعی مهارت کار با داده ها در قالب نمودارهای قیمتی است و تفاوتی ندارد آن سهم از چه صنعتی باشد، در چه بازاری باشد و در چه اقتصادی، این مفاهیم اما در بنیادی و فاندامنتال بسیار حائز اهمیت است.

جمع بندی

اینکه شما از کدام یک از این دو نوع تحلیل استفاده کنید کاملا منطبق با سبک معاملاتی خودتان است، برخی تحلیل گران کاملا ارزشی هستند و از تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند، برخی دیگر کاملا رویکرد تکنیکال دارند و برخی دیگر نیز هردوی این تحلیل ها را کنار هم مورد استفاده قرار می‌دهند.

شاید بتوان گفت مهم تر از آن که شما از هردوی این تحلیل ها استفاده کنید، میزان مهارت شما در آن هاست، ولی قطعا بدون تحلیل، سرمایه گذاری برای شما همانند رانندگی با چشمان بسته و در تاریکی است که احتمال عدم بقا در بازارهای مالی (از بین رفتن سرمایه) را بسیار بالا می‌برد.

۹ روش تحلیل بازاریابی و فروش که هر مدیری باید بداند

taskulu

انجام تحلیل بازاریابی و فروش برای کارهایی مثل افزایش درآمد و سود، بهبود وجهه‌ی برند و شفاف‌سازی بینش تجاری، یک ضرورت به حساب میاد. با کمک یک آنالیز درست، شما می‌تونید بازارهای جدید، مخاطبان جدید، مناطق توسعه جدید و… رو به دست بیارید. اما چه نوع تحلیلهایی رو باید انجام داد؟ در اینجا می‌خوایم ۹ تا از مهمترین انواع تحلیل که هر مدیری برای موفقیت و رشد کسب و کارش باید بدونه رو توضیح بدیم. پس اگر به دنبال توسعه و موفقیت کسب و کارتون هستید، بهتون پیشنهاد می‌کنم این مطلب رو از دست ندید.

این مطلب نوشته Bernard Marr است و اون رو در وبسایت فوربز منتشر کرده. برنارد یک نویسنده و متخصص در حوزه‌ی داده‌های کلان و تجزیه و تحلیل هست که به شرکت‌های مختلف در سراسر جهان کمک می‌کنه تا با استفاده از داده‌ها به سؤالات مهم مربوط به کسب و کارشون پاسخ بدن.

تحلیل نیازهای برآورده نشده

کسب و کار یعنی مواجه شدن با نیازهای مشتریان. تحلیل نیازهای برآورده نشده یعنی فهمیدن اینکه آیا نیاز برآورده نشده‌ای در اطراف محصول، سرویس یا مارکت شما وجود داره که به وسیله‌ی اون بتونید رضایت و درآمد از مشتری رو افزایش بدین. از ابزارهای مفید برای این‌کار میشه به نقد و بررسی محصولات، بررسی کیفی، گروه‌های متمرکز و مصاحبه‌ها اشاره کرد. همچنین می‌تونید برای آشنایی با کلمات جستجو شده توسط کاربران از ابزار “گوگل ترندز” هم استفاده کنید.

نکته: امروزه دیگه سوال پرسیدن از کاربران سختی نداره. می‌تونید فرم‌ها نمونه های تحلیل بازار هدف یا گروه‌‌های متمرکز بسازید یا حتی از کاربران بخواید که صفحه فیس‌بوکتون رو لایک کنن یا بهتون بازخورد بدن.

تحلیل اندازه بازار

اگر اندازه‌ و پتانسیل بازاری که می‌خواید درش مشغول به کار بشید رو ندونید، پیش‌بینی دوام و پایداری کسب و کارتون هم کار چندان سختی نیست!!

تحلیل اندازه بازار یعنی اینکه بررسی کنید و ببینید که فلان بازار چقد برای محصول یا سرویس شما اندازه و پتانسیل داره و پتانسیل رشد در این بازار چقدره. بازار رو می‌شه از لحاظ مواردی مثل حجم (چند واحد از یک محصول یا سرویس فرخته می‌شه)، ارزش (میزان پولی که در بازار هزینه می‌شه) و تناوب (چند وقت به چند وقت یک محصول به فروش می‌رسه) اندازه گیری کرد. برای اندازه‌گیری حجم بازار می‌تونید از دیتاهای دولتی، اطلاعات انجمن صنفی، اطلاعات مالی از رقبا و نظرسنجی از مشتریان استفاده کنید.

نکته: بزرگی یک بازار، نمی‌تونه دلیلی بر سودآور بودنش باشه. به خصوص اگر اغلب مشتریان که یک محصول یا سرویس رو می‌خوان در حال حاضر یک نمونه از اون رو دارن و مایل به خرید نمونه دیگه نیستن.

3- پیش‌بینی تقاضا

برای موندن در کورس رقابت، پیش‌بینی تقاضا یکی از ضروریات هست. پیش بینی تقاضا یعنی تخمین تعداد محصول یا سرویسی که مشتریان مایل به خریدش هستن. پیش‌بینی تقاضا چیزی فراتر از حدس‌های آکادمیک هست و به اطلاعات گذشته و حال فروش از بازارسنجی نیاز داره. تکنیک‌های تحلیل مثل تحلیل سری‌های زمانی می‌تونه مفید باشه.

نکته: اطلاعاتی که ازش برای پیش بینی تقاضا استفاده می‌کنید باید واضح و دقیق باشن. اگر اینطور نباشه، نتایج درستی به دست نمیاد و می‌تونه به کسب و کار رو به مسیر نادرست هدایت کنه.

4- تحلیل روند بازار

هر کسب و کار باید روند و جهت بازاری که درش مشغول به کار هست رو بدونه. تحلیل روند بازار یعنی اینکه متوجه بشید که آیا یک بازار در حال رشد، راکد یا در حال نزول هست یا نه و این پروسه چقدر سریع داره اتفاق می‌افته. دونستن اندازه بازار هم مهمه اما دونستن اینکه بازار در حال صعود یا نزول هست هم حائر اهمیته. برای مانیتور کردن روند بازار می‌تونید بعضی از آزمایشات کسب و کار یا سناریو‌های تحلیلی رو انجام بدید تا ببینید که بازار چه چیزی رو می‌پسنده و این مورد چطور روی کسب و کار و رشد، راکد بودن و رشد بازار تاثیر می‌گذاره. نظرسنجی از مشتریان یا گروه‌های متمرکز هم می‌تونن مفید باشن.

نکته: درباره محیط خارجی مثل تغییر قوانین و انتظارات اجتماعی همیشه آگاهی داشته باشین.

5- تحلیل غیرمشتری‌ها

به طور سنتی ما می‌گیم که باید مشتریان رو فهمید و در نهایت پی برد که اونها چطور مشتریانی هستن و افراد بیشتری هم مثل اونها پیدا کرد. اما گروه دیگه‌ای هم وجود دارن که اهمیت به خصوصی دارن؛ غیر مشتری‌ها! تحلیل غیرمشتری‌ها یعنی اینکه متوجه بشید که چه افرادی در حال حاضر مشتری شما نیستن و در مورد محصول، سرویس یا برند شما فکر می‌کنن. با شناسایی افرادی که از شما خرید نمی‌کنن، می‌تونید بازارتون رو به وسیله اون افراد توسعه بدین. اگر می‌خواید بدونید که چرا افراد از محصول یا سرویس شما استفاده نمی‌کنن، باید ازشون بپرسید، مصاحبه کنید، پرسشنامه بفرستید و از گروه‌های متمرکز استفاده کنید.

نکته: با استفاده از قدرت شبکه‌های اجتماعی امروزه خیلی راحته نمونه های تحلیل بازار هدف که از افرادی که مشتری‌تون نیستن بازخورد بگیرید.

6- تحلیل رقبا

کسب و کار شما قطعا نمی‌تونه در یک محیط بسته وجود داشته باشه. تحلیل رقبا برای بازاریابی و برنامه‌ریزی استراتژیک با شناسایی اینکه رقبای اصلی شما چه کسانی هستن، جایگاه اونها در بازار و در ارتباط با کسب و کار شما کجاست اهمیت داره. با فهمیدن نقاط ضعف و قدرت اونها، می‌تونید فرصت‌هایی رو برای بهره‌بردازی و شروع حرکت جدید شناسایی کنید. روش‌های زیادی برای جمع‌آوری اطلاعات رقبا وجود داره. از جمله روزنامه‌ها و مجلات تجاری، گزارشات سالیانه، بروشور محصولات و فعالیت‌های بازاریابی. حتی می‌‌تونید از یکی از دوستان، اعضای خانواده یا… بخواید که یکی از محصولات رقباتون رو خریداری کنه و شما تجربش در استفاده از اون محصول یا سرویس رو جویا بشید.

نکته: مفید‌ترین ترفند برای تحلیل رقبا اینه که دست به کار بشید! کاری که اکثر کسب و کارها انجامش نمیدن.

7- تحلیل قیمت

چی می‌شه اگر بدونید مشتریان در قبال محصول یا سرویس شما دقیقا و هرچند مدت، چقدر پول می‌پردازن؟ هدف تحلیل قیمت هم دقیقا همین هست. یعنی تحلیل قیمت با حساسیت در بخش‌های مختلف بازار. تحلیل قیمت به خصوص در بازارهای رقابتی می‌تونه بسیار مفید باشه. تحلیل قیمت نیازمند داده‌کاوی و توسعه‌ی الگوریتم‌ها و مدل‌های پیش‎‌بینی‌گرایانه‌ست. همچنین گاهی اوقات لازم هست که از چندین آزمایش هم‌زمان هم استفاده کنید تا متوجه بشید در موقع تغییر قیمت دقیقا چه اتفاقی می‌افته.

نکته: اگر برای بهبود دادن گردش مالی‌تون از روش‌های تحلیل قیمت استفاده می‌کنین، حتما درنظر داشته باشید که مشتری‌هایی که دارند مبلغ بیشتری می‌پردازند باید احساس رضایت بیشتری داشته باشند، پس حتما ارزش مشتری رو افزایش بدید.

8- تحلیل کانال‌های بازاریابی و فروش

برای بازاریابی و فروش محصول و سرویس، کانال‌های زیادی وجود داره. تحلیل کانال‌‌های بازاریابی و فروش بهتون اجازه می‌ده که به کانال‌های مختلف دسترسی پیدا کنین و متوجه بشید که کدومشون از همه موثرتره. به احتمال زیاد می‌شه از طریق کانال‌های مختلف، به بخش‌های مختلفی از بازار دسترسی پیدا کنین اما باید بدونین که کدومشون بهتر کارساز هستن و کدوم کارایی ندارن. برای هر کدوم از کانال‌های بازاریابی و فروش و پتانسیل‌های بلااستفاده‌‌ی کانال‌ها، باید یکسری نرخ تبدیل رو مشخص کنید تا بدونین کانال‌هاتون دقیقا چه خطی رو دنبال می‌کنن.

نکته: تحلیل کانال‌های بازاریابی و فروش، قطعا به صورت آنلاین آسونتر هست. کانال‌های آنلاین، دیجیتالی هستن و اغلب تحلیل‌ها در پلتفرم‌های بازاریابی و فروش انجام می‌گیرن.

9- تحلیل برند

برند مهمه. هدف از تحلیل برند مشخص‌کردن نقاط قوت شما در مقایسه با رقباست. برند چیزی فراتر از لوگو یا ردای تجاری هست. برند یعنی وجهه و احساس محصولات شما و چیزی که اونها به مشتری ارائه می‌دن. این نکته حائر اهمیته که بدونید مشتریان چطور برند شما رو درک می‌کنن. چون اینکار روی تصمیم‌گیری و هدایت استراتژیک تاثیر می‌گذاره. دیتاهای لازم برای تحلیل برند رو می‌تونید از مکان‌های مختلفی مثل مکالمات سرویس مشتریان، مکالمات فروش، انجمن‌ها، وبلاگ‌ها، سایت‌های نقد و بررسی و شبکه‌های اجتماعی بدست بیارید.

نکته: اینترنت یک منبع غنی از اینه که بدونین افراد در مورد برند و کسب و کار شما چه احساسی دارن. افراد عاشق به اشتراک‌گذاری هستن. پس به دنبال این موارد به اشتراک‌گذاشته شده باشید.

۸ ابزار رایگان برای تحلیل و بررسی وضعیت بازار محصولات و خدمات

ابزارهای رایگان تحلیل بازار

پیش از راه اندازی هر کسب و کاری،عاقلانه ترین کار، بررسی و سنجش وضعیت بازار، نیاز مشتریان، تعداد و نحوه فعالیت رقبای احتمالی و … است.

شرکت های بزرگی هستند که تحلیل بازار را به عنوان یک خدمت گرانبها به کسب و کارها می فروشند. اما کسب و کارهای کوچک و استارتاپ ها که سرمایه ی آنچنانی ندارند تا بتوانند در این زمینه خرج کنند برای بررسی بازار هدف و طراحی خدمات خود به تقلید از کسب و کارهای بزرگ روی می آورند. این تقلید، همیشه مفید نیست و اغلب صاحبان کسب و کارهای کوچک را دچار توهم و اشتباه می کند.

بر روی اینترنت، ابزارهای رایگانی برای انجام اینگونه فعالیت ها وجود دارند که در ادامه ۸ مورد از آنها معرفی شده اند:

قبل از اینکه تنس بنیانگذار CASAQ در سان خوزه، کالیفرنیا، مقادیرزیادی پول به طرح های جدید برای کریسمس تزریق کرد طرحهایی برای خرده فروشی و عمده فروشی برای مشتریانش فرستاد که آنها نیز از طریق پرسشنامه های آنلاینی که او در سرویسSurveyMonkey ایجاد کرده بود به او پاسخ دادند و در نتیجه این بازخورد موجب کمک به طرح ها و دکوراسیون هایش شده کسی که دکورها و محصولات دیگرش فرهنگ اسپانیای و پرتغالی زبان را تحت تاثیر قرار داد.

SurveyMonkey یکی از صدها ابزاومنابع رایگان است که به شما در جمع آوری اطلاعات ارزشمند بازاریابی کمک می کند.

درجدول زیر ۸ نمونه ازین ابزار را معرفی می کنیم:

وب سایت:هزینه:کاربرد:چگونگی استفاده:استفاده ی بهینه:
www.surveymonkey.comرایگان
درصورت
برنامه های پیشرفته
با خدمات اضافی
۶۵$ ماهیانه
سرویس نظرسنجی آنلاینطرح نظرسنجی های خلاقانه
برایمخاطبان خوددرازای پرداخت
مبلغی

ناچیز می توان
از بازخوردهای

دربردارنده ی حسابگرها و

ابزارهایی برای
تخمین نسبت

سود و زیان و
فاکتورهای

اطلاعات
دقیق مالی وتحلیل

شرح
کسب و کار، بحث مدیریت

خودرا براساس
داده های

ارائه شده توسط
شبکه ای

تقاضاهای دارایی های غیرمنقول

و فراهم کردن فهرستی
از موارد

تا محصولات
ناخالص بومی جدید

و صورت کالاها)
موجب رسیدن

به
درون بینی ها
اقتصادی

جریان
مهاجرت، جمعیت و

توصیف
از ویژگی های این منطقه،

جمله: اطلاعات مالی.

کنید تا به داده هایی
کمیاب و حتی

کسب و کار شما را
در

صفحات نیز بهره بگیرید

دچار مشکل
شوید بازرس

سپس گزارشی از رتبه ی

تاثیر آنلاین
خود دریافت می کنید

(مقیاسی از ارتباطات
اجتماعی شما)

شما از چه ابزاری استفاده می نمایید؟ آن را به ما و مخاطبان خوشفکری معرفی کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.