فرمول اندیکاتور الیگاتور (تمساح)


نحوه اعمال و استفاده از Gator Oscillator in Olymp Trade

در واقع برادر آن است و احتمالاً یکی از مشهورترین اسیلاتورهای موجود در آن است Olymp Trade.

چه کسی نوسان ساز Gator را توسعه داد؟

درست حدس زدید ؛ gator توسط trader / چارمیست بیل ویلیامز.

او همان مردی است که شاخص Alligator را ایجاد کرده است.

  • حساب DEMO
  • Trade با 1 دلار
  • تا 98٪ RoR
  • 10 دلار سپرده در دقیقه

در حقیقت ، او گیتار نوسان ساز را طراحی کرد تا همراه با نشانگر Alligator مورد استفاده قرار گیرد.

و رفتن به نام آنها ، بسیار آسان است که آنها را به خاطر یک چیز اشتباه بگیرید.

اما آیا واقعاً گیتور همانند تمساح است؟

در حالی که نشانگر Alligator از خطوط مشتق از میانگین متحرک استفاده می کند ، Gator از هیستوگرام استفاده می کند.

این گفته شد و هرگونه شک و تردید را پاک کرد. من فکر می کنم بهتر است برای درک بهتر موضوع ما ، تمساح تمساح را تمیز کنیم. و احتمالاً برای تشریح اختلافات عمده میان این دو.

در اینجا می رود: -

محاسبه خطوط تعادل شاخص تمساح.

این فرمولی است که برای محاسبه استفاده می شود خطوط تعادل در نشانگر تمساح.

(نقطه قیمت بالا + نقطه قیمت پایین) / 2 برای دریافت: -

  • حساب DEMO
  • Trade با 1 دلار
  • تا 98٪ RoR
  • 10 دلار سپرده در دقیقه
  • فک تمساح - به عنوان خط آبی روی نمودار ترسیم شده است. این SMA 13 دوره ای است که توسط 8 میله به جلو حرکت می کند.
  • دندان های تمساح - به عنوان یک خط قرمز ترسیم شده است. 9 دوره SMA ، با 5 میله جلو به جلو صاف شد.
  • لب تمساح - 5 دوره SMA 3 شمع را جلوتر برد.

این تنظیمات روی سنگ نوشته نشده است.

شما می توانید آنها را بر روی تنظیم کنید رابط تجاری بسته به استراتژی تجاری دلخواه شما.

در غیر این صورت ، اینها فقط تنظیمات پیش فرض هستند.

شاخص گیتار

چگونه محاسبه می شود؟

محاسبه شاخص gator در واقع ساده تر است.

از خطوط تراز فوق (مانند نشانگر تمساح) برای محاسبه و استخراج مقادیر استفاده شده برای ترسیم هیستوگرام دوگانه ای که ذکر کردیم استفاده می کند.

این هیستوگرام را در دو طرف خط صفر نشان می دهد.

برخلاف آلیگاتور که خطوط نمودار را نشان می دهد ، Gator هیستوگرام دوتایی را به طور جداگانه در زیر نمودار قرار می دهد

با حرکت ، مقادیر مثبت نوسان ساز Gator از تفاوت مطلق بین فک و دندان های آلیگاتور حاصل می شود. به عبارت ساده تر ، تفاوت بین خط آبی و قرمز است.

از طرف تلنگر ، مقادیر منفی ناشی از محاسبه تفاوت بین دندانها و لبها (خط قرمز و سبز) است. سرانجام ، این یک مقدار منفی برای ماندن در زیر خط صفر به دست می آید.

شناخت هیستوگرام در نشانگر گیتار.

  • حساب DEMO
  • Trade با 1 دلار
  • تا 98٪ RoR
  • 10 دلار سپرده در دقیقه

هنگامی که بزرگی یک نوار در هیستوگرام بیشتر از نوار قبلی باشد ، به عنوان یک نوار سبز ترسیم می شود.

از طرف دیگر ، اگر بزرگی نوار کمتر از سلف خود باشد ، به عنوان نوار قرمز نشان داده می شود.

همچنین شایان ذکر است که میله های گیتور به گونه ای طراحی شده اند که به شما کمک می کند تا به راحتی شرایط غالب بازار را بشناسید. علاوه بر این ، Gator برای تأیید آنچه نشانگر Alligator از قبل نمایش می دهد ، در اینجا است.

قبل از شیرجه رفتن به Gator استراتژی های تجاری در Olymp Trade ، ابتدا باید شاخص را به نمودار معاملات شما اضافه کنیم.

روشن کردن نشانگر Gator روشن است Olymp Trade

مانند هر دیگر Olymp Trade شاخص ، شما ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید ، یک دارایی را انتخاب کنید و نوع نمودار دلخواه را انتخاب کنید.

  1. ویژگی شاخص ها را پیدا کرده و روی آن کلیک کنید.
  2. پنجره ای با لیستی از شاخص ها مشاهده خواهید کرد. Gator را انتخاب کنید.
  3. تنظیمات آن را به طور پیش فرض بگذارید.

اینگونه است که اسیلاتور Gator را به آن اضافه کنید Olymp Trade نمودار . در مورد پارامترهای نشانگر ، می توانید پس از کسب تجربه در استفاده از شاخص ها ، آنها را تنظیم کنید. و بسته به استراتژی های تجاری دلخواه شما.

شاخص گیتار

تا آن زمان ، با تنظیمات پیش فرض بچسبانید تا سیگنال ها به هم نخورند.

استراتژی های معاملاتی Gator در Olymp Trade.

همانطور که قبلاً نیز اشاره کردیم ، نوسان ساز Gator با شاخص Alligator مشترکاتی دارد.

در حقیقت ، این فرض بر این اساس استوار است که روند بازار ، دقیقاً مانند زندگی واقعی (Alli) گیتار ، از طریق یک سری مراحل پایه می گیرد:

  • حالت خواب - به معنای عدم تحرک یا نوسانات کمتری در بازار است.
  • بیداری / شکار - بازار در حال رشد و شکل گیری است.
  • خوردن - به دست آوردن فرمول اندیکاتور الیگاتور (تمساح) حرکت.
  • راضی - بازار درحال از دست دادن است.

به همان اندازه مهم ، نوارهای سبز موجود در نمودار نمودار Gator نشان می دهد که روند غالب در حال تقویت است.

در مقابل ، نوار قرمز نشانه تضعیف روند است.

همانطور که دیدیم ، هیستوگرام در زیر نمودار قیمت ظاهر می شود و از میله های سبز و قرمز تشکیل شده است.

در اینجا ، هر دوره زمانی توسط دو میله نمایش داده می شود که در بالای یکدیگر انباشته شده اند.

در برخی موارد ، دو نوار هر دو به رنگ سبز ، گاه قرمز رنگ و در بعضی موارد ، هر دو رنگ را نشان می دهند.

بیایید اکنون چهار مرحله از زندگی گاتور را که توسط نوسانگر Gator نشان داده شده است ، مورد بحث قرار دهیم Olymp Trade.

فاز خواب نوسان ساز Gator.

این مرحله است که عدم وجود روند در بازار وجود دارد.

در این دوره ، Gator هر دو نوار را به صورت قرمز نمایش می دهد.

به عنوان یک trader ، عاقلانه نیست که در چنین دوره ای هر موقعیت معاملاتی را وارد کنید. درعوض ، منتظر بمانید تا بازار برخی حرکات را نشان دهد.

مراحل گیتار

مرحله بیداری گیتار.

در اینجا بازار فعالیتهایی را نشان می دهد. روند در حال شکل گیری است.

مرحله بیداری گاتور مرحله خواب را دنبال می کند. این را می توانید زمانی تعیین کنید که میله های قرمز روی هیستوگرام سبز شوند.

Vouloir C’est pouvoir

salam

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت هایی درآمده‌اند، به فراوان یافت می‌شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمدهٔ روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده‌است. این کلمات و معادل فرانسوی آن از ویکی‌پدیای فرانسوی در زیر فهرست شده‌اند :از میان واژه‌های فرانسوی که در زبان فارسی رایج است، می‌توان به اتوبوس، مینی‌بوس، مغازه، رفوزه، آسانسور، نمره، ژاندارمری، آژان، آژانس، اکیپ، ایده، کنفرانس، کنگره، تیره (خط تیره)، تابلو، کنکور، کوران، ویرگول، تلویزیون، تئاتر، توالت، مرسی (تشکر)، لابراتوار، دکوراسیون، مبل، مبلمان، مانتو، ژاکت و راندمان – اشاره کرده. اصطلاحات پزشکی جدید نیز به ‌ کلی از فرانسه گرفته شد. لغات عمومی ‌ تر مانند «پست»، «تلگراف»، «تلفن»، «اتوبوس»، «تاکسی»، «مُد»، «مینیاتور»، «هتل»، «آسانسور»، «رستوران»، «سینما» و حتی کلماتی که معادل فارسی داشت مانند «ایده»، «مرسی»، «نرمال»،

در فارسی، بسیاری از کشورها و شهرهای جهان با نام فرانسوی‌شان شناخته می‌شوند، مانند رومانی، بلژیک، اتریش، آلمان، نروژ، سوئد، سوییس، فنلاند، کرواسی، لتونی، استونی، لیتوانی، ژاپن، مکزیک، شیلی، آرژانتین، واشنگتن (به‌جای واشینگتن)، بیرمنگهام به جای بیرمینگهامو برلن به جای برلین

در دوران اخیر که فن خوراک پزی فرانسوی شهرت داشته و ملت های دیگر انواع غذاها را از فرانسویان اقتباس کرده اند عده ای از لغات فرانسوی که به معنی خوردنی ها و لوازم آن ها است در زبان های دیگر وارد شده است و از آن جمله در فارسی این گونه کلمات بسیار است، مانند :

کتلت، راگو، ژیگو، املت، سوس، شاتوبریان، سوپ، ژامبون، سوسیسون. و از نوشیدنی ها : لیموناد، شامپانی، کنیاک، سودا، لیکور. نام های انواع زیورها و عطریات و لوازم آرایش که از زبان های اروپایی به فارسی درآمده فراوان است : برلیان، کلیه (گردنبند)، مدال، بیگودی، پودر، ماتیک، کرم، روژ اسانس، ادوکلن، بریانتین. نام های آلات موسیقی و اصطلاحات مربوط به آهنگ ها که از زبان های اروپایی آمده چون این است : ویلن، ویلن سل، ویلن آلتو، پیانو، ترومبون، ارگ، جاز، ماندولین، هارپ، و اصطلاحات موسیقی : سمفنی، سرناد، سویت، اورتور، آداژیو، کرشندو، و نام قطعات موسیقی رقص : فوکستروت، تانگو، رومبا، سامبا و مانند آن ها.

از زبان های دیگر، نیز این گونه کلمات همراه با اصل آن ها به ایران آمده و در فارسی معمول شده است : بیفتک، استیک، ششلیک، سندوبچ، ورمیشل، ماکارونی، ودکا، ویسکی و جز این ها.

ورود کلمات فارسی در فرانسه و اروپا

با استفاده از مقاله دکتر پرویزخانلری در زبان و ادبیات فارسی

از فارسی هم چند کلمه به فرانسه رفته ا ز آن جمله کلمه ی فرانسوی aubergine که از لفظ کاتالان alberginia گرفته شده و آن تحریف کلمه ی البادنجان عربی است که خود از فارسی گرفته است و شاید در فارسی هم از زبان دیگری آمده باشد. پسته که از نباتات و میوه های خاص ناحیه ی سغد و شمال خراسان بوده است و هنوز در آن ناحیه از نباتات اصلی شمرده می شود. این کلمه در یونانی بصورت Pistakion و در لاتینی به شکل Psittacium به کار رفته و از آنجا به زبان فرانسوی به صورت Pistache و در انگلیسی به دو صورت Pistacia و Pistachio راه یافته است. وطن اصلی برنج هم سرزمین هندوستان است. این کلمه در سنسکریت به صورت Vrihi وجود داشته که در پشتو وریژه و در فارسی برنج شده است. نام این گیاه و دانه ی آن از فارسی به زبان های دیگر رفته و در یونانی به دو صورت orudzaو bridza در آمده و از آنجا در زبان فرانسوی riz و در انگلیسی rice شده و در عربی ارز (به ضم همزه و راء) تلفظ می شود. فلفل از هند است. این کلمه که در سنسکریت pippali بوده در فارسی پلپل شده و از آن جا به عربی رفته و به صورت فلفل در آمده و در انگلیسی به شکل pepper و در فرانسوی به صورت poivre متداول شده است. کلمه ی اسفناج هم اصل آن هر چه باشد، از فارسی به عربی رفته و به دو صورت اسفناج و اسفناخ متداول شده است. این کلمه ی عربی مغربی که در اسپانیا متداول بوده است بصورت isbinakh درآمده و از آنجا در اسپانیایی speinaca و در انگلیسی spinach و در فرانسوی epinard شده است.

نارنج فارسی از صورت عربی النارنج به زبان های اروپایی رفته و شکل orangeیافته است کلمه ی ورد در عربی و Rose در زبان های اروپایی نیز اصل فارسی دارد و با کلمه ی گل هم ریشه است.

در فارسی امروز نیز نام بسیاری از درختان و گل ها و گیاهان که از اروپا آمده است از زبان های آن سرزمین گرفته شده است. از آن جمله برای مثال : اوکالیپتوس، فلوکس، بگونیا، ماگنولیا، گلیسین، گلایول، سیکلامه، آزالیا و بسیاری دیگر.

سنگ های گران بها و مواد طبیعی معطر را نیز باید از مقوله ی محصولات طبیعی محسوب داشت. از این قبیل است صندل که به دو صورت چندن و چندل در فارسی به کار رفته و از اصل سنسکریت tchandana آمده است. دیگر کافور که اصل سنسکریت آن karpura بوده است و از فارسی به عربی و از آن جا به زبان های اروپایی رفته و در انگلیسی camphor و در فرانسوی camphre شده است.

دیگر مشک که اصل آن در سنسکریت Muchka بوده است و از فارسی به عربی رفته و بصورت مسک در آمده و از آن جا به لاتینی رفته و muscus شده و در زبان های انگلیسی و فرانسوی صورت های musk و musc یافته است.

کلمه ی عنبر هم از عربی به اروپا رفته و در زبان اسپانیایی ambar و در فرانسوی ambre و در انگلیسی amber شده است.

نام پارچه ها و بافته های گوناگون که میان قومی رواج داشته و با رابطه ی بازرگانی به ملت های دیگر منتقل شده است نیز بسیار درخور توجه است. از این مقوله بسیاری از کلمات فارسی به عربی راه یافته است. از آن فرمول اندیکاتور الیگاتور (تمساح) جمله :

دیباج، تاختج، راختج، برند، بلاس، بیره، فرند، سندس، سرق، استبرق، کرباس و مانند آن ها. اما در فارسی امروز صدها کلمه از این گروه هست که از زبان های اروپایی همراه با کالای تجارتی آمده است و تنها برای نمونه چند کلمه را ذکر می کنیم :

فاستونی، کرپ دوشین، ساتن، باتیس، تریکو، وال، کرپ مارکن، ژرسه، فیل دوقوز، و در دوران اخیر: نایلون، پرلون، ترگال و مانند آن ها.

دیگر از این گونه کلمات نام دوخته ها و انواع جامه های یک قوم است که نزد قومی دیگر رواج می یابد. پوشیدن جامه در دوران تمدن اسلامی میان ملت های مختلف از ایران اقتباس می شد. مفهوم این امر آن است که همه ی مسلمانان جهان جامه پوشیدن را از ایرانیان می آموختند و این ملت را در آیین آرایش ظاهر سرمشق و نمونه قرار می دادند. در آن روزگار طبعا نام جامه ها نزد همه ی مسلمانان از اصل آن، یعنی از زبان فارسی اقتباس می شد. نشانه ی آن کلمات ذیل است که در زبان عربی، زبان ملل متمدن مسلمان، همه جا از اصل فارسی قبول و متداول شده بود :

کفش، موزج (چکمه)، سربال (شلوار)، کرتق و قرطه (جامه ی با لاتنه)، جورَب (جوراب)، اندرآورد ( که نوعی از شلوار بوده که شاید آن را روی شلوار کوتاه و تنگ دیگری می پوشیده اند)، تبّان (تنبان) و لغات بسیار از این قبیل.

اما در فارسی امروز شماره ی کلماتی که بر یکی از انواع پوشیدنی ها دلالت می کند و از زبان های اروپایی گرفته شده آن قدر فراوان است که شاید بیش از نیمی از کامات متداول در دوزندگی های زنانه و مردانه از آن جمله باشد. نمونه هایی از آن ها چون این است :

فکل، کراوات، ژاکت، اسموکینگ، فراک، کت، پوتین، مانتو، پولوور، جلیتقه، دمی سزون، ترواکار، بوت، کرست، ژوپ، ژوپن، شورت، و مانند آن ها. بعضی از این کلمات همراه با آداب تمدن اسلامی به مغرب رفته و در زبان های اروپایی وارد شده است. از آن جمله کلمه ی Julep که از جلاب گرفته شده و Sirop فرانسوی یا Syrup انگلیسی که از شراب گرفته شده است. ملت های فرمول اندیکاتور الیگاتور (تمساح) قدیم هند و اروپایی یک نوع نوشابه ی سکرآور معمول بود که از تخمیر عسل به دست می آمد. این نوشابه طبعا با لفظی خوانده می شد که به معنی ” عسل ” بود. کلمه ی عسل در زبان اوستایی madhu بوده و این کلمه در زبان های دیگر این خانواده نیز باقی مانده است. از آن جمله در انگلیسی mead به معنی شربت عسل و در هلندی mede و در دانمارکی miöd و در سوئدی myöd و در آلمانی meth و در ایرلندی mid و در روسی medهمین لفظ و به همین معنی است. و در زبان فرانسوی کلمه ی miel به معنی عسل، از آن آمده است.

بعدها که طایفه ی هند و اروپایی از جایگاه اصلی خود مهاجرت کرد و در مناطق گرم تر اقامت گزید که انگور در آن ها پرورش می یافت، نام این میوه و شیره ی تخمیرشده ی آن را که سکرآور بود از طوایف بومی یاد گرفت. کلمه ای که معنی ” شراب انگور ” از آن برمی آید در زبان یونانی از زبان مردم بومی دریای اژه اقتباس شد و آن کلمه ی woinos است که از آن جا به لاتینی و سپس به زبان های اروپایی جدید منتقل شده و از جمله در فرانسوی امروز لفظ vin و در انگلیسی wine از آن اصل است.

اما در فارسی همان لفظ قدیم برای معنی جدید به کار رفت و کلمات ” می ” و ” مل ” که در اصل به معنی شربت عسل بود معنی شربت تخمیری انگور یافت که هنوز معمول است و فارسی زبانان به معنی اصلی آن توجه ندارند.

مشتقات لفظ قدیم نیز در بعضی از زبان ها باقی ماند. در یونانی کلمه ی methe به معنی مستی و methyo به معنی مستم در زبان به جا ماند و در فارسی کلمات مست و مستی بیان کننده ی حالتی شد که پیش تر از نوشیدن شربت عسل حاصل می شد و سپس از آشامیدن باده ی انگور به انسان دست می داد.

این مثال یکی از موارد ثابت ماندن لفظ و تغییر معنی یا مدلول را نشان می دهد. اما مثال های بسیار دیگر برای این مورد در زندگی عادی و جاری می توان یافت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.